چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۷
ترامپ در دوراهی بوش؛ عقب‌نشینی یا اصرار بر پیروزی؟

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اکنون بر سر یک دوراهی سخت گرفتار شده و درصدد یافتن راهی برای خروج از باتلاقی است که خودش ایجاد کرده است. او که مدعی برقراری صلح در جهان بود و در سال ۲۰۱۶ گفته بود جنگی که جورج بوش با عراق راه انداخت، «یک اشتباه بزرگ و تمام‌عیار» بوده است، اکنون مانده است که چگونه خود را پیروز اعلام کند و از ادامه جنگ با ایران ــ که خودش آن را درگیری نظامی می‌داند، نه جنگ ــ نجات دهد.

به گزارش «تازه‌های اقتصاد»، ویلیام مک‌گورن، عضو هیئت تحریریه وال‌استریت ژورنال و نویسنده ستون هفتگی «Main Street» که پیش‌تر سخنرانی‌نویس ارشد رئیس‌جمهور جورج دبلیو بوش بوده است، در تازه‌ترین مقاله خود می‌نویسد: رئیس‌جمهور ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶ گفته بود از جنگ عراق حمایت نکرده است. او در مناظره جمهوری‌خواهان در کارولینای جنوبی، موضع خود را با صراحت همیشگی بیان کرد: «بدیهی است که جنگ عراق یک اشتباه بزرگ و تمام‌عیار بود. جورج بوش اشتباه کرد.»

اما ترامپ در دوران ریاست‌جمهوری خود نشان داد که در صورت محدود بودن مدت عملیات، آمادگی استفاده از نیروی نظامی را دارد. اکنون، در حالی که تهران همچنان مقاومت می‌کند، او در قبال ایران در موقعیتی مشابه موقعیت جورج دبلیو بوش در برابر عراق، پیش از اجرای راهبرد «افزایش نیرو»، قرار گرفته است.

ترامپ همچنین با همان فشاری روبه‌روست که بوش برای خروج سریع از عراق با آن مواجه بود. خسارتی که حملات نظامی آمریکا و فشارهای اقتصادی وارد کرده‌اند، واقعی و قابل‌توجه است. با این حال، تهران همچنان حاضر به تسلیم نیست.

درس بوش به ترامپ

او می‌نویسد: یکی از اشتباهات بوش، سخنرانی ماه مه ۲۰۰۳ از روی عرشه ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» بود. امروز کمتر کسی به یاد دارد که او در آن سخنرانی دقیقاً چه گفت، اما مردم هنوز بنر بزرگی را که پشت سر او نصب شده بود، به یاد دارند؛ بنری که روی آن نوشته شده بود: «ماموریت انجام شد».

اکنون ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال تصویری از خود منتشر کرده که در آن، تصویر او بر فراز خاطره‌ای به‌رنگ قهوه‌ای از شکست بوش قرار گرفته و عبارت «ماموریت به پایان رسید» را اعلام می‌کند؛ گویی این بار واقعاً مأموریت به پایان رسیده است.

اما ترامپ هنوز مأموریت خود در ایران را به پایان نرسانده است. عملیات نظامی که او گفته بود چهار تا شش هفته طول خواهد کشید، اکنون وارد هفتمین ماه خود شده است. خود رئیس‌جمهور نیز میان وعده‌های جدی درباره نابودی و اعلام آتش‌بس در نوسان بوده است.

ممکن است آمریکایی‌ها از خود بپرسند اگر آمریکا آن‌گونه که رئیس‌جمهور می‌گوید پیروز شده است، چگونه ایران همچنان می‌تواند تا این اندازه مقاومت کند.

ترامپ در ماه آوریل گفته بود: «کل کشور را می‌توان در یک شب از بین برد و آن شب ممکن است فردا شب باشد.»

اما ادامه وعده اقدامات قاطع برای پایان دادن به جنگ و سپس عقب‌نشینی در آخرین لحظه، می‌تواند دوستان و دشمنان آمریکا را به این نتیجه برساند که این تهدیدها توخالی و موقتی هستند و تهران می‌تواند از آنها جان سالم به در ببرد.

پایان جنگ افروزی بوش با انزوای سیاسی

فارغ از همه ناکامی‌های بوش در عراق، او می‌دانست که باید پیروز شود. به نوشته ویلیام مک‌گورن، بدون یک پیروزی روشن، جان‌باختن هزاران آمریکایی بی‌نتیجه می‌ماند و اعتبار آمریکا برای دهه‌ها آسیب می‌دید.

به همین دلیل، بوش تصمیمی نامحبوب گرفت و با اجرای راهبرد «افزایش نیرو»، تعداد نیروهای آمریکایی در عراق را افزایش داد و استراتژی جنگ را به‌طور اساسی تغییر داد. همه خواهان خروج بودند، حتی بسیاری از محافظه‌کاران. برخی از بالاترین مقام‌های دولت بوش نیز نسبت به این تصمیم تردید داشتند.

بوش اما گفته بود: «حتی اگر لورا و بارنی ــ همسرم و سگمان ــ تنها کسانی باشند که از من حمایت می‌کنند، من عقب‌نشینی نخواهم کرد.»به نوشته مک‌گورن، این جمله نشان‌دهنده عزم بوش بود. مک‌گورن که در آن زمان سخنرانی‌نویس ارشد کاخ سفید بود، می‌گوید در داخل دولت بوش هرگز درباره این موضوع تردیدی وجود نداشت.او به نقل از بوش می‌نویسد: «بیلی، ما قرار نیست مردم عراق را همان‌طور که مردم ویتنام را رها کردیم، از پشت‌بام یک سفارتخانه رها کنیم.»

به اعتقاد نویسنده، این موضع باعث شد ریاست‌جمهوری بوش به دوره‌ای بسیار دشوار و منزوی تبدیل شود.

خروج تحقیرآمیز از افغانستان

مک‌گورن در ادامه می‌نویسد منتقدان بوش در آن زمان، از جمله ژنرال‌های بازنشسته و جمهوری‌خواهان کنگره، دست‌کم مخالفت خود را آشکارا بیان می‌کردند. او این مخالفت علنی را بهتر از روشی می‌داند که به گفته خودش، باراک اوباما در سال ۲۰۰۹ در آکادمی نظامی وست‌پوینت در پیش گرفت.

اوباما در آن زمان از اعزام ۳۰ هزار نیروی اضافی به افغانستان خبر داد؛ جنگی که خود آن را «جنگ ضروری» توصیف کرده بود. اما هم‌زمان اعلام کرد که نیروهای آمریکایی ۱۸ ماه بعد شروع به خروج خواهند کرد.

مک‌گورن همچنین به خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در دوره ریاست‌جمهوری جو بایدن اشاره می‌کند و آن را تجربه‌ای بسیار تحقیرآمیز توصیف می‌کند.

به نوشته مک‌گورن، نیروهای اضافی که بوش به عراق اعزام کرد، باعث یک چرخش تعیین‌کننده در روند جنگ شدند. او یکی از عوامل مؤثر را شورش شیوخ سنی علیه القاعده می‌داند و می‌افزاید: از نگاه کارشناسان سیاسی واشنگتن، این موفقیت نظامی به «گناه نابخشودنی» بوش تبدیل شد؛ یعنی پیروز شدن در جنگی که کارشناسان از پیش آن را شکست‌خورده اعلام کرده بودند. به نوشته او، همین موضوع باعث شد منتقدان بوش هرگز او را نبخشند.

خطر ادامه جنگ آمریکا با ترامپ

مک‌گورن می‌نویسد درس این تجربه برای ترامپ این است که فارغ از آنچه منتقدان او درباره ایران می‌گویند، بسیاری از آنها اساساً نمی‌خواهند ترامپ موفق شود؛ حتی اگر بهای این مسئله، آسیب به اعتبار آمریکا باشد.

او می‌نویسد رؤسای‌جمهور آمریکا که جنگ‌هایی را آغاز می‌کنند اما در آنها پیروز نمی‌شوند، در قضاوت تاریخ با برخورد مناسبی مواجه نخواهند شد. به نوشته مک‌گورن، احتمالاً جورج دبلیو بوش آخرین فردی است که ترامپ تصور می‌کند به توصیه او نیاز دارد.

اما وضعیت ایران به نقطه حساسی نزدیک شده است و اگر اوضاع اکنون یا چند سال بعد به مرحله انفجاری برسد، ممکن است آمریکایی‌ها نسبت به هرگونه تلاش آینده برای رویارویی با تهران بسیار محتاط شوند. با این حال، نویسنده ادعا می‌کند اصرار بوش بر پیروزی می‌تواند مسیری برای بازسازی اعتبار اخلاقی و نظامی آمریکا ایجاد و حتی به حفظ میراث سیاسی ترامپ کمک کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha